< td valign="top" width="29">
اينجا همه چيز در همه
تاریخ : شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
نویسنده : انیس نیک فطرت تغذيه90

گاه می رویـم تا برسیـم

 گاه می رویم تا برسیم...کجایش را نمی ‌دانیم...فقط می‌ رویم تا برسیم ...

بی خبر از آنکه همیشه رفتن  راه ، رسیدن نیست .

گاه برای رسیدن باید نرفت باید ایستاد و نگریست . باید دید

شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.

 باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...

گاه رسیده ای و نمی‌ دانی و گاه در ابتدای راهی و

گمان می کنی رسیده ایمهم رسیدن نیست ، مهم آغاز است

که گاهی هیچ روی نمی دهد و گاهی می شود بدون آنكه خواسته باشی!

پدرم می گفت تصمیم نگیر!و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن ،

نرسیدن است اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است   

گاه حتی لازم است بعد از نمازت بنشینی و فکر کنی ، ببینی كه ورای

باورهایت چیست ؟ترس یا اشتیاق یا حقیقت ؟

گاهی هم درختی ، گلی را آب بدهی ، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی ؛

ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه ؟

یا پای کامپیوترت نباشی ، گوگل و یاهو و فلان را بی‌خیال شوی

با خانواده ات دور هم بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و

ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش وفضای مجازی نیست ...

شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی

در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده ؟

لازم است گاهی عیسی باشی ایوب باشی و بالاخره لازم است

گاهی از خود بیرون آیی واز فاصله ای دورتر به خودت بنگری 

و با خود بگویی :سالها سپری شد تا آن شوم 

که اکنون هستم ...آیا ارزشش را داشت ؟

سپس کم کم یاد می ‌گیری که

حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری

می آموزی كه باید در باغ خود گل پرورش دهی نه آنكه منتظر کسی

باشی تا برایت گلی بیاورد .

یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی که در خداحافظی

محکم باشی .و یاد می گیری که بیش از آنكه تصور می كردی خودت وعمرت ارزش دارد.


آخرین مطالب